تبليغاتX
.:.WWW.AAHONLINE.IR.:.

.:.WWW.AAHONLINE.IR.:.

"ما وارث کوروش, فرزند جمشیدیم ××× پیروز بی برده, بت نپرستیدیم"

علی رفت ... من هم میرم ...

علی امروز رفت تهران.البته الان تو اتوبوسه و صبح میرسه.من هم فردا بعد از ظهر میرم.

تو این چند روز خبر خاصی نبود جز اینکه بنده با خوردن ناهار دانشگاه که قاطی پلو بود (قاطی پلو یه غذایی هست که هم استامبولی و هم لوبیا پلو هستش و تازه توش هویج هم میریزن) حالم بهم خورد.یه دو سه روزی حالم بد بود.تو این چند روز هم مرتبا میرفتیم پیش علی آقا.دو شب پیش هم رفتیم شاه عباسی شام خوردیم.میبدی ها زده بودن لاستیک های ماشین های تو پارکینگ رو با چاقو سوراخ کردن.کلی دعوا دیدیم.علی آقا هم که مرتبا با اداره امر به معروف و نهی از منکر میبد سر دخترا دعوا داره.میبدی ها زورشون به دخترا نمی رسه میان دق و دلی شون رو سر علی آقا خالی میکنن.

در ضمن هفته دیگه رو من و علی تهرانیم و کلا بیخیال کلاسیم.به این میگن دانشگاه آزاد اسلامی واحد میبد ...

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 21:52  توسط ANGEREMINOO  | 

اندیشه های یک مغز بزرگ (1)

یک کودک وقتی به مدرسه می رود می آموزد که یکی از موارد لازم برای حیات آتش هوا یا همان اکسیژن می باشد و در هر جا که فضا محدود و اکسیژن کم باشد اگر آتشی روشن کنیم باعث تبدیل اکسیژن به دی اکسید کربن می شود و چون این گاز برای ادامه حیات آتش مناسب نیست در نتیجه آتش سریعا خاموش می شود.

حال یکی از نکاتی که انسان تا کنون به راز آن پی نبرده است این است که چگونه آتش درون زمین پس از میلیون ها سال همچنان روشن است؟؟؟اگر هم در درون کره زمین اکسیژنی وجود داشت تا کنون توسط این آتشی که در درون زمین هست و همه چیز را مبدل به مایع و حتی بخار می کند در این مدت از بین رفته بود.

شاید بگویید که درون زمین از طریق کوههای آتشفشان اکسیژن دریافت می کند.اما این نظریه درست نمی باشد.زیرا در زمانی که کوههای آتشفشان فوران می کنند هوا به هیچ وجه نمی تواند به داخل زمین نفوذ کند و پس از فوران هم به علت ریزش دهانه کوه راه ورودی هوا بسته می شود.در ضمن اگر هم این نظر درست باشد با توجه به عظمت کره زمین این چند روزنه ای که به داخل زمین راه دارند هیچ چیزی به حساب نمی آیند.

آری این هم یکی دیگر از رازهای کره خاکی ما می باشد که انسان نتوانسته به آن پاسخی بدهد؟؟؟

(موریس مترلینگ)

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 15:34  توسط ANGEREMINOO  | 

نان به نرخ روز خورد !!!

کهنه رندی بود نام نامی اش باباکرم

گه فروتن بود و گه انبانه فیس و ورم

دوخت هر دم کیسه و اندوخت دینار و درم

زیست عمری کامیاب و مالدار و محترم

چون ز عهد کودکی تا آخرین ساعت که مرد

نان به نرخ روز خورد!

 

در جوانی مدتی لباده و دستار داشت

بعد تا چندی کروات و کت و شلوار داشت

او که در اصلاح روی و موی خود اصرار داشت

دیدمش روزی که از اصلاح صورت عار داشت

گها موی بر رخ نهاد و گاه موی از رخ سترد

نان به نرخ روز خورد!

 

آن که در مجلس به پهلوی مدرس می نشست

ناگهان از او برید و با رضاخان داد دست

چون رضاخان جیم شد خود را به حزب توده بست

چون ورق  برگشت و حزب توده هم شد ورشکست

رفت و بر درگاه فرزند رضاخان سر سپرد

نان به نرخ روز خورد!

 

در بر اهل  وفا رنگ وفا کیشان گرفت

بدر بساط میگساران ساغر از ایشان گرفت

چون به درویشان رسید آیین درویشان گرفت

گرگ با نیرنگ جامه در جامه میشان گرفت

بر گلوی گوسفندان زبون دندان فشرد

نان به نرخ روز خورد!

 

گشت در هر راه نان و آب داری رهنورد

یافت هر دم صورتی دیگر چون تاس تخته نرد

گاه نر شد , گاه ماده , گاه گاه زن شد , گاه مرد

چون به دینداران رسید از باده خواری توبه کرد

چون به می خواران رسید آن توبه را از یاد برد

نان به نرخ روز خورد!

 

در بر بوداییان , آیین بودا را ستود

در بر زرتشتیان , زند و اوستا را ستود

چون مسیحی دید , انجیل مسیحا را ستود

چون کلیمی یافت , ده فرمان موسی را ستود

چون مسلمان دید , خود را از مسلمانان شمرد

نان به نرخ روز خورد!

 

مومنان او را یکی از مومنین پنداشتند

صالحان او را نکوکار و امین پنداشتند

دزدها او را به دزدی بی قرین پنداشتند

ار چه در جمعی چنان , جمعی چنین پنداشتند؟

چون که هم در زهد شهرت داشت , هم در دستبرد

نان به نرخ روز خورد!

 

شاعر  : ابوالقاسم حالت

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 17:49  توسط ANGEREMINOO  | 

شیوه ارائه مطالب !!!

۳ شب پیش رفتیم خونه فرهاد.بیچاره شام زیاد داشت رفتیم کمکش که تنها نباشه.تو این دو روز هم خونه بودیم.دیروز رفتیم پول علی آقا رو که بابت تلویزیون چک داده بود را پس دادیم.

تو دانشگاه هم که علی اعصابش سر استاد درس تنظیم خانواده خورد شد.چون کلاسش رو می خواست یکشنبه با من بیاد اما امامی گفت که باید سر کلاس خودش بیاد.غذا هم که از این هفته هر روز (البته غیر از جمعه ها) دانشگاه می خوریم.امروز هم من کلاس معادلات رو رفتم اما کلاس اسمبلی که ساعت یک بود تشکیل نمی شد.به همین خاطر رفتم سر کلاس شیوه ارائه مطالب علی که علی باید کنفرانس درباره برنامه ماکرومدیا دریم ویور می داد.کلی سر کلاسش خندیدم.علی سوتی های باحالی می داد.اما ماشالاه هزار ماشالاه اینقدر اطلاعات بچه ها زیاد بود که هیچکی متوجه سوتی های علی نشد.از علی هنگام کنفرانس دادنش یه فیلم ۱۵ دقیقه ای گرفتم.درضمن علی کلی هم برای وب سایت خودمون تبلیغ کرد و فقط مونده بود که اسم وب سایت رو بده که کاملا آبرومون و مخصوصا آبروی اشکان توی دانشگاه آزاد اسلامی واحد میبد ببره.الان هم من اومدم خونه و علی سر کلاسه.کلا روز خوبی بود امروز.

منم هفته دیگه سه شنبه دارم میرم تهران و بعدش که بیام میبد علی می خواد بره (البته خدا را چه دیدی !!! یه وقت دیدی منم موندم تهران تا با علی برگردم.)

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 15:22  توسط ANGEREMINOO  | 

عید فطر آمد و تو میبد همه مردن !!!

دیروز عید فطر بود.اما چون جمعه نزدیک هستش این دو روز هم اعلام کردن که تعطیله و مردم برن به خوشی هاشون برسن.اما تو شهر میبد (ببخشید منظورم دهات میبد هستش چون بیشتر به دهات شبیه هستش تا شهر) همه مردن ؟!؟!؟!

من و علی جمعه شب از تهران اومدیم میبد.من که حدود ۱۰ روزی تهران بودم و علی هم ۴ روزی بود که از میبد اومده بود.خلاصه علی که شنبه کلاس داشت رفتش دانشگاه اما کلاسش تشکیل نشد.یکشنبه هم که صبح فقط کلاس گسسته تشکیل شد و بعد از ظهر کلاس های عمومی این هفته تعطیل بودن.دوشنبه من معادلات داشتم که تشکیل شد ولی کلاس بعد از ظهر که زبان ماشین بود تشکیل نشد.علی هم از کلاس هایی که داشت شیوه ای که باید کنفرانس می داد تشکیل نشد.

از سه شنبه هم که در تعطیلات به سر می بریم.دوشنبه شب رفتیم تلویزیون رو عوض کردیم که بازی ها رو رنگی ببینیم.تو این دو روز هم می خواستیم شب حداکثر تا ساعت ۲ بیدار باشیم که صبح بلند بشیم درس بخونیم اما زود تر از ۴ نخوابیدیم.صبح هم که باز کله سحر از ۱۲ ظهر بیدار می شدیم و ناهار رو ساعت ۵ می خوریم. (کلا ساعت فعالیتمون ۵ ساعتی با بقیه فرغ داره).

منم که بازی جدید از تهران گرفتم داریم فعلا بازی می کنیم.البته تنها کلید کردیم به NEED FOR SPEED MOST WANTED که علی جان بی خیال موضوع نمیشه.همش چشمش دنبال لامبورگینی هستش.

الان هم که باز تا جمعه یا شنبه بیکاریم و کاری نداریم جز بازی کردن.

به نظر شما ما مشکلی داریم که تو این تعطیلات موندیم اینجا ؟!؟!؟! نظرات خودتون رو برام ایمیل کنین.

فعلا بای.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 20:15  توسط ANGEREMINOO  |